محمد مهدى ملايرى
386
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مسأله دين و دولت و روابط آن دو با يكديگر كه اردشير در عهد خود مطرح ساخته و تا حدى به وضوح در آن سخن گفته و مشكلاتى كه از آن برمىخاسته با راهحلهاى آن شرح داده هم در ايران پيش از اسلام و هم در دولت اسلامى پيوسته يكى از بزرگترين و مهمترين مسائل سياسى و اجتماعى بوده است . در ايران از آنرو مهم بوده است كه از ديرباز و از زمانى كه تاريخ نشان مىدهد ، مردم اين سرزمين در هر دورهاى به گونهاى بودهاند و دين پيوسته و در همهحال يكى از مهمترين عوامل مؤثر در روش و سير زندگى اين مردم بوده به طورى كه نمىتوان هيچيك از مظاهر زندگى فكرى و فرهنگى و اجتماعى و سياسى ايران را در هيچ دورهاى خارج از اين دائره و خارج از نوعى عقيده به نيرويى بيرون از عالم طبيعت بررسى كرد ، بنابراين بسيار طبيعى است كه در اين نوشته هم اردشير كه پايهء سلطنتى چند صدساله را مىگذارد و مىكوشد تا مشكلات حال و آينده را پيشبينى و پيشگيرى كند چنين مسألهاى با وضوح بيشترى عنوان شود ، به خصوص كه خود اردشير هم چنان كه معروف است از خاندان دينمداران بوده است . از كارهاى خردمندانهاى كه از اردشير در تاريخها ياد شده يكى هم اين است كه او به گردآورى پراكندههاى اوستا فرمان داد و دين زرتشت را از نو رونق داد و بارور ساخت و براى طبقه مؤبدان و ساير دستاندركاران امور دينى مراتب و درجاتى تعيين نمود و آنها را يكى از طبقات ممتاز جامعهء ايرانى و جزء تشكيلات دولت خود گردانيد و بدين ترتيب تمام امور مربوط به دين و متفرعات آن را هم در حيطهء اقتدار خويش درآورد و بدينسان وحدت دين و دولت را عملى ساخت . و اين پايهاى بود كه تا پايان دوران ساسانى همچنان استوار ماند هر چند در خلال آن مدت خللهايى هم در آن پديد آمد ولى اردشير به همين كار اكتفا نكرد چون مىدانست كه اين امر چنان سهل و ساده نيست كه بتوان از آن غافل ماند بلكه اهتمام و عنايت پيوسته مىخواهد تا اين امر بر همان پايهاى كه او گذاشته پايدار ماند . نگرانى او از اين بوده كه بيرون از تشكيلات دينى وابسته به